یادداشت: دیگر بس است... لطفاً یک امسال، جشنواره فیلم فجر مشهد را مثل گذشته، زشت و پلشت برگزار نکنید! به خدا فقط آبرو می برید و بس... :: جشنواره فیلم فجر مشهد

وبگاه اطلاع رسانی رسمی بیست و سومین

جشنواره فیلم فجر مشهد

۱۹ سال یار و همراه رسانه ای سینما دوستان خراسانی

یادداشت: دیگر بس است... لطفاً یک امسال، جشنواره فیلم فجر مشهد را مثل گذشته، زشت و پلشت برگزار نکنید! به خدا فقط آبرو می برید و بس...

  • ۶۹۵

درود بر مخاطبان بیست و سومین رخداد فیلم فجر تهرانی ها در مشهد، از آنجایی که همه ساله همه چیز این رویداد سینمایی مثل سنوات گذشته شکل می گیرد، لذا از ما هم تعجب و گلایه نکنید که دقیقاً همان گلایه ها و انتقادات پارسال و پیارسال و پس پیارسال تا هشت سال گذشته را اینجا مجدداً تکرار می کنیم که به خدای احد و واحد، ما هم مثل شما از دوباره اره کردن خاک اره ها، واقعاً خسته شده ایم!!!

همراهان نوزده ساله، مخاطبان حرفه ای و خراسانی صنعت و علم و هنر سینما، سالهاست که رسالت پیام رسانی و بازتاب انتقادات بجا و تذکرات اصلاح خواهانه و هشدارهای شما خوبان را به دست اندرکاران کهن ترین رخداد سینمایی ایران در مشهد بر عهده داریم. 

«این راه که می روید، به ترکستان است» و «این راه و رسم برپایی یک رویداد هنری ملی نیست و عاقبت خوشی ندارد» عصاره و سرآمد این نقدهاست، ولی کو گوش شنوا؟! راست گفتن قدیمی ها کسی که خواب است را می توان به راحتی بیدار کرد، اما کسی که خود را به خواب زده، چطور می توان بیدار کرد؟

از مسئولانی حرف می زنیم که به نظر می رسد حفظ میز و جلب رضایت پایتخت نشینان برایشان ارجح از صیانت مهر و علقه های جوانان سینمادوست این دیار باشد؛ مثلاً کجای عالم دقیقاً روز قبل از شروع یک جشنواره ی ملی آن هم با سابقه ی ۲۲ ساله، نشست خبری سرکاری می گذارند تا مثلاً همه چیز را رسانه ای کنند! این یعنی چه؟!

حالا، خروجی این مثلاً نشست مطبوعاتی چه می شود؟ تقریباً سه قطره و بلکه هیچ... چون سیاست کثیف «اطلاع رسانی قطره چکانی و دقیقه نودی و همه را در برابر کار انجام شده قرار بده»، قریب به هشت سال، حاکم بلامنازع سپهر فرهنگی و هنری شهر مصفای ماست؛ 

قطره ی اول: برپایی این جشنواره در مشهد قطعی است، قطره ی دوم: فقط شانزده فیلم داریم که فقط در دو سینما اکران می شوند و بالاخره قطره ی سوم: در حال کسب جلب نظر تهرانی ها برای افزایش فیلم ها و سینماها هستیم! زکّی ...

حالا شما بگویید بعد ۲۲ سال سابقه و تجربه آن هم در شهر منسوب به امام حکمت و پیشوای دانایی و اخلاق، این حضرات که خود را خادم فرهنگی رضوی می پندارند، خداوکیلی خودشان از این شکل اطلاع رسانی زشت قطره چکانی تعمدی و دقیقه ی نودی با هدف قراردادن مخاطبان در برابر کار انجام شده و اجرای علیل و حداقلی و بزن در رو دچار تهوع نمی شوند؟ از این سرگیجه ی مدام، حالشان بهم نمی خورد؟! نکنید پدرآمرزیده ها... خیر سرمان، قرار بود بهمن ماه، بهار مهمترین رخداد سینمایی ایران باشد؛ بیشتر از این خزانش نکنید!

به خدا ما که از گفتنش خسته شدیم، شما از شنیدنش خسته نشدید؟ چرا قریب به هشت سال است که برای برپایی مثل بچه ی آدم این رویداد سینمایی ملی در مشهد، نه تنها چاره اندیشی نمی کنید، بلکه برعکس، برای همان خُرده ایراداتی که به راحتی می توانست به مدد اندکی خرد و تدبیر، حل شود، چاره جویی نمی کنید تا جایی که امروزه دیگر، همان رویه های کج و کوله، تبدیل به یک سری بدعت های ناصواب و بلکه نهادینه شده ای گشته و بلکه بدتر، متأسفانه پای ثابت جشنواره هم شده اند و شما هم گویا از این وضع بزن در رو، خرسند هم هستید! ... ادامه ...

خداوکیلی بیایید از امسال، دیگر پرونده ی برگزاری چنین رویداد نابسامانی را در مشهد، این کلان شهری که در دل خود، سینماروترین مردم کشور پس از تهران را جای داده و بیش از شصت درصد از عوامل سینمای کشور، مشهدی یا خراسانی اند، را ببندید... طلا گشتن را نخواستیم... مرحمت فرموده، ما را همان مس کنید.

از کدام نابسامانی ها حرف می زنیم؟ از حکایت مشهور قیر و قیف و قیرریز! از داستان مضحک آن سه کله پوکی که اولی آسفالت را می شکافت و گودبرداری می کرد؛ دومی بلافاصله همان چاله ها را با خاک پر می کرد! از این حضرات پت و مت پرسیدند این دیگر چه کار بیهوده ای است؟ پاسخ دادند: نفر سوم ما که قرار بود لوله ها را کار بگذارد، امروز بیمار شده و سرکار نیامده و لذا ما هر کدام داریم به وظیفه ی خود عمل می کنیم؛ همین و بس!

دقیقاً از قصه ی پر غصه ای آن شتری حرف می زنیم که بهش گفتند چرا گردنت کج است، پاسخ داد کجایم راست است؟ از آن داستان مثنوی هفتاد من کاغذی حرف می زنیم که از بس در باره اش نوشتیم، به خدا دیگر خسته شدیم. حتی سالهاست جلوی چشم همه گذاشتیم و در نوار خبری و هدر وب سایت، این لیست بلند بالای نواقص لعنتی (کلیک کنید) هر روز رژه می رود و لذا دیگر اینجا تکرارش نمی کنیم. 

نه... اینطوری نمی شود، چاره ای نداریم جز آن که دست به دامن امثله بشویم. مگر مثال ها به دادمان برسد تا حضرات مدیریت های مشعشع به عمق این فاجعه ی نوظهورشان پی ببرند و به خودشان بیایند! 

و شاید بزرگان و فرهیختگان و دلسوزان هنر سینمای ایران در این دیار همتی کنند و شاید عالی ترین مقام دولتی یعنی استاندار خراسان رضوی سکوتش را بشکند و جلوی اره شدن دوباره و بلکه چند باره ی خاک اره ها و به تبع آن ریزش حداکثری مخاطبان حرفه ای این رویداد را در مشهد مصفّای ما بگیرد!

و اما آن مثال موعود، ببینید چقدر حال بهم زن است؟ فرض کنید در همین مشهد، به یک افطاری بزرگی دعوت شده اید که بیست و دو سال، سابقه دارد، اما میزبان هنگام افطار که همه توقع پذیرایی با یک نوشیدنی گرم مانند چای و آبجوش یا لااقل همان آب معمولی را دارند، می بینند که خبری از اینها نیست، اما نوشابه های خانواده از راه رسیده و میزبان به ناچار می گوید تا آنها را سر سفره بگذارند آن هم بدون توزیع لیوان!!! 

اندکی می گذرد و قند و سبزی هم می رسد اما نه خبری از چای هست و نه نان و پنیر و این میهمان فلک زده است که پس از مثلاً هفده ساعت روزه داری در هوای گرم و انتظار برای لذت بردن از یک افطاری دست جمعی و غذایی لذیذ، متحیر و سردرگم نمی داند چطور با قند و نوشابه و سبزی روزه اش را باز کند؟! 

بالاخره، کم کم صداها به اعتراض بلند می شود و در این میان، خوش خیالی با صدای بلند از میان انبوه جمعیت با صلواتی به همه می فهماند که خودروی حاوی دیگ غذا رسیده و همه خوشحال و شادان، منتظر توزیع عنقریب غذا می مانند، اما در کمال تعجب و تأسف می بینند که فقط دیگ خورشت رسیده و دیگ پلو در خودروی دومی است که در ترافیک گیر کرده و یا گوشه ای پنچر شده است!!!

حال، باز این میهمان مادرمرده می ماند با این ظرف های قیمه ای که مقابلش گذاشته شده بدون قاشق و بدون لااقل یک تکه نان، چه کند و اصلاً چطور آن را نوش جان کند؟!

اما آن چیزی که بیشتر از همه دل میهمانان را می سوزاند، می دانید چیست؟ بی نظمی و بی تدبیری و دیر و نامناسب و نابهنگام سرو شدن اقلام یک افطاری ساده، همه هیچ ... به کنار ... ، بلکه این ژست های حق به جانب و پر رویانه ی صاحبخانه ی پرمدعا مقابل دوربین خبرنگارانی است که وی از قبل برای رپرتاژ خبری اش دعوت کرده است! 

آن هم در حالی که خود به عینه دارد گندی که به عالم و آدم زده را می بیند، اما در پاسخ به پرسش بحق مردم و خبرنگاران که پس غذا کی می رسد و این چه وضع نابسامان پذیرایی است و این که شما قریب به هشت سال است اینطوری افطاری می دهی؟ می گوید:

«عجله نکنید!... نهایتاً یک ساعت دیگر، یک نشست خبری می گذاریم و آنجا همه ی جزئیات را خواهیم گفت که مقصر ما نیستیم و مقصر تهرانی ها هستند! اصلا هشت ساله تهرانی ها مقصرند و به زودی همه خواهید دید که ما بالاخره بهترین افطاری شهر را برگزار خواهیم کرد!!... آره ... ارواح عمه جان مان!!!»

ادامه ی این مثال را خودتان تا انتها تصویر سازی کنید... تا ما ختم کلام را بگوییم آن هم در یک کلام... پدر آمرزیده ها... نکنید!!! نکنید و با این شکل زشت و پلشت برگزار کردن رخدادی مثلاً از جنس فستیوال سینمای ایران، بیشتر از این، لعن و نفرین و ناسزای سینمادوستان جوان خراسانی و مشهدی را به جان نخرید! مگر بیست و یک سال که این جشنواره ی تهرانی های در مشهد برگزار نشده، آسمان شهر به زمین آمده؟! خیر... 

یا لااقل مانند مدیرکل وقت ارشاد شجاع هرمزگان باشید که چند سال پیش مرد و مردانه پای دفاع از حرمت و کرامت هنردوستان استان خود ایستاد و صراحتاً خطاب به تهرانی های همه چی از بالا به پایین بین گفت: «یا تمام فیلم های جشنواره را برای هرمزگانی ها پخش می کنید، یا اصلاً جشنواره را در بندرعباس برگزار نمی کنیم! والسلام، نامه تمام!»

حال ... مشخص نبودن وضعیت ارکان و اجزاء جشنواره تا دقیقه ی نود و در نتیجه بروز ضعف فاحش و خطا و بی تدبیری پشت سر هم در برنامه ریزی ها، از اطلاع رسانی بسیار دیرهنگام گرفته که به موقع آن، مهمترین رکن یک رخداد است تا گزینش سلیقه ای فیلمها تا دیر مشخص شدن اسامی فیلمها و نبود جدول اکران واحد، قیمت گزاف بلیت و بلاتکلیفی در نحوه ی فروش گیشه، دیر پیوستن سینماهای منتخب به نوبت اکران، نبود مراسم افتتاحیه و اختتامیه، فقدان برگزاری جلسات و کارگاه های نقد و بررسی فیلم ها، افکارسنجی آراء مردمی، اکران های ویژه، تعویق برپایی جشن سیمرغ سینمای خراسان از بهمن به شهریور هر سال، نبود برنامه سازی در صدا و سیمای استانی و از همه بدتر سکوت رسانه های منفعل و واداده ی و بلکه مجیزگوی این خطه و.... همه و همه از اهم کاستی هایی است که متأسفانه همه ساله شاهد آن هستیم.

بگذریم ... حرف های ناگفته بسیاری هست که چون سال گذشته مفصل در نوار خبری وبگاه جشنواره مشهد گفتیم، دیگر تکرار نمی کنیم! اصلاً شما هر جا دیدید نوشته پارسال، بخوانید امسال، الحمدلله، دقیقاً تمام اتفاقات بد سال های قبل، امسال نیز افتاد و بلکه بدتر لذا باز هم امسال گفتیم همان جمله ای که از تکرار آن می ترسیدیم: «هر سال دریغ از پارسال!!!»

فقط در پایان، یک نکته را شایسته ی ذکر می دانیم و آن آدرس غلطی است که چندی پیش به آقای استاندار جدید و تازه نفس داده اند! «راه اندازی دبیرخانه ی دائمی جشنواره فیلم فجر تهرانی ها در مشهد»! این یعنی چه؟! اگر می خواهید وقت و توان و بودجه ای هزینه کنید، چرا برای جشن سینمای تهرانی ها؟! چرا خود جشن سیمرغ سینمای خراسان را که فقط تا دوره ی چهارم چراغش روش ماند را احیا نمی کنید؟ «سالها دل طلب جام جم از ما می کرد، وآنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد!» تا کی می خواهید هم چوب را بخورید و هم پیاز را؟! از یک سو با پول خرید بلیت سینماروترین مردم ایران بعد از پایتخت (یعنی همین مشهدی های بینوا)، تهیه کنندگان متبختر سینما را باد و چاق و ثروتمندتر می کنید و از سویی دیگر در بحبوحه ی هر سال جشنواره، با گردنی کج هی التماس پشت التماس شان که شما را به خدا اجازه ی اکران فیلم تان را به همین مشهد بدهید؟! بس کنید! غیرت تان را شکر، بعد ۲۳ سال، حالتان از این همه وادادگی، بی تدبیری، تناقض و بی اعتنایی پایتخت نشینان به ولی نعمتان خود بهم نمی خورد؟!

نکته ی دوم آن که راه اندازی دبیرخانه ی جشنواره فیلم فجر در مشهد کم بود که راه اندازی «دبیرخانه ی جشنواره موسیقی فجر» هم در نیشابور به آن اضافه شد! پدرآمرزیده ها، مگر خودتان نمی گویید خراسان خاستگاه موسیقی بوده و موسیقی در خراسان قدمت چند هزار ساله دارد! خوب، پس وقتی لالایی بلدید، چرا خودتان خوابتان نمی برد؟ تا کی می خواهید پنبه ی دیگران را بزنید؟ از تجربه ی تلخ جشنواره فیلم فجر که ۲۳ دوره اش در مشهد با این وضعیت بغرنج و آشفته و رو به اضمحلال برگزار شد، درس عبرت بگیرید و با طناب پوسیده ی دیگری تو چاه نروید! چرا آستین بالا نزده و «نخستین جشنواره ی موسیقی خراسان» را در نیشابور تأسیس نمی کنید؟ کوتاه سخن آن که به این کهن شهر تاریخی و مجلل با قدمتی شش هزار ساله و پایتخت سابق امپراتوری سلجوقی و طاهریان و...، رحم کنید! شأنش مجیزگویی نیست، بلکه سروری است!


خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار

درود و بدرود


امضاء: مؤسس وبگاه به اتفاق ادمین های شبکه های اجتماعی مان... کسانی که قریب به دو دهه! به جای دست اندرکاران برپایی این جشنواره ی مشعشع در مشهد در فضای رسانه، فحش می خورند، اما به امید فردایی بهتر، فقط صبوری پیشه می کنند و بس... 

به یـزدان که گرما خرد داشتیم ….. کجا این سر انجام بد داشتیم؟

@mashadfajrfilm

:: لینک کوتاه مطلب :: mashhadfajrfilm.ir/post/2740



  • احمدزاده

    مسئول سینمایی ارشاد استان گفتن فعالیت سینماگران استانی در پایتخت رو باید یک مهاجرت مثبت دید نه منفی!!! واقعاً از کی تا حالا فرار مغزها را باید با دید مثبت دید؟ هنرمندان خراسانی به خاطر سوء مدیریت شماها دارن فرار میکنن به تهران اونوقت شما میگید همه چی آرومه من چقدر خوشبختم؟!! بخدا هوش مدیریتی این خانم هم حیفه که در مشهد بمونن و بهتره ایشون هم به تهران برن!!!!

  • صدیقه

     

    هنوز بعضی از شهرهای استان یه سینمای درست حسابی ندارن مثل تربت حیدریه و مردم برای دیدن یه فیلم خوب باید۱۶۰ کیلومتر بکوبن بیان مشهد چون اکثر روزها تعطیله یا فیلم نداره اونوقت مسئولای ما میگن میخوان اضافه خرجی کنن و دبیرخانه دائمی جشنواره فیلم فجر رو تو مشهد راه بندازن!!!!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اندیشکده بین المللی فرهیخت